مرد تبهکاری که متهم است بعد از فریب دختر جوان در شبکه‌ اجتماعی قصد اخاذی داشت، گرفتار شد. چندی قبل دختر جوانی به اداره پلیس رفت و گفت که مرد جوانی تهدید کرده عکس‌های خصوصی‌اش را در شبکه‌های اجتماعی منتشر می‌کند. شاکی در توضیح ماجرا گفت: من دانشجوی یکی از دانشگاه‌های تهران هستم. مدتی قبل در شبکه‌های اجتماعی در حال وب‌گردی بودم که با صفحه اختصاصی مردی به نام شهرام مواجه شدم. او در صفحه‌اش علاوه بر عکس، شماره تلفن همراهش را نیز گذاشته بود. چند روزی گذشت تا اینکه وسوسه شدم و با شماره تلفن او ت ...

دختر جوان قربانی مرد هوسران شد!

 

1-Mard[Nayabfun.com]

مرد تبهکاری که متهم است بعد از فریب دختر جوان در شبکه‌ اجتماعی قصد اخاذی داشت، گرفتار شد.

چندی قبل دختر جوانی به اداره پلیس رفت و گفت که مرد جوانی تهدید کرده عکس‌های خصوصی‌اش را در شبکه‌های اجتماعی منتشر می‌کند.

شاکی در توضیح ماجرا گفت: من دانشجوی یکی از دانشگاه‌های تهران هستم. مدتی قبل در شبکه‌های اجتماعی در حال وب‌گردی بودم که با صفحه اختصاصی مردی به نام شهرام مواجه شدم. او در صفحه‌اش علاوه بر عکس، شماره تلفن همراهش را نیز گذاشته بود.

چند روزی گذشت تا اینکه وسوسه شدم و با شماره تلفن او تماس گرفتم. او خودش را مردی پولدار و مهندس‌ سرشناسی معرفی کرد و با چرب زبانی اعتماد مرا جلب کرد. بعد از این ارتباط تلفنی و اینترنتی ما ادامه داشت و هر روز که می‌گذشت بیشتر به شنیدن حرف‌هایش علاقه‌مند می‌شدم، تا جایی که تصمیم گرفتم او را از نزدیک ببینم.

اولین روزی که او را در پارک دیدم، با سر و وضعی مرتب آمده بود و مرا به رستورانی دعوت کرد. مدتی که گذشت شهرام به من ابراز علاقه کرد و از من خواستگاری کرد. تا اینکه چند روز قبل شهرام گفت قصد دارد خانواده‌اش را برای خواستگاری به خانه‌مان بفرستد. گفت که مادرش مرا به خانه‌شان دعوت کرده تا قبل از خواستگاری با من آشنا شود اما من قبول نکردم و خواستم خانواده‌اش برای خواستگاری من به خانه ما بیایند و با پدر و مادرم حرف بزنند.

شهرام وقتی با جواب منفی من روبه‌رو شد، بهانه آورد و گفت که مادرم گفته قبل از ازدواج باید مرا ببیند. او از من خواست چند عکس خصوصی‌ام را از طریق شبکه‌های اجتماعی برایش بفرستم تا به مادرش نشان دهد. من هم فریبش را خوردم و تعدادی از عکس‌های خصوصی‌ام را در اختیار او قرار دادم. بعد از آن از شهرام و خانواده‌اش خبری نشد.

چند روز قبل با شهرام تماس گرفتم تا جویای حالش شوم اما در کمال ناباوری مرا تهدید کرد که قصد دارد عکس‌های خصوصی‌ام را در شبکه‌های اجتماعی منتشر کند. ابتدا فکر کردم شوخی می‌کند و قصد اذیت دارد اما وقتی تلفن را قطع کردم، شهرام دوباره تماس گرفت و گفت تصمیمش جدی است. او علاوه بر اخاذی از من، پیشنهاد شرم‌آوری داد و گفت اگر قبول نکنم تهدیدش را عملی می‌کند. به همین خاطر به اینجا آمدم تا از شهرام شکایت کنم.

تجسس‌ها برای یافتن مرد فریبکار

پس از طرح این شکایت، پرونده به دستور بازپرس دادسرای ناحیه ۳۴ در اختیار کارآگاهان مبارزه با جرائم اینترنتی قرار گرفت. کارآگاهان در نخستین گام موفق به شناسایی شهرام در فضای مجازی شدند و همچنین تحقیقات نشان داد حرف‌های شاکی درست است و متهم قصد انتشار عکس‌های خصوصی دختر جوان را دارد. سرانجام مأموران پلیس با آموزش به شاکی متهم را در یک قرار صوری بازداشت کردند.

اقرار به فریبکاری

متهم ابتدا در بازجویی‌ها با تناقض‌گویی قصد فریب پلیس را داشت اما وقتی با دلایل و مدارک روبه‌رو شد به جرم خود اعتراف کرد.

وی گفت: مدتی قبل در شبکه‌های اجتماعی با شاکی آشنا شدم. من به او پیشنهاد ازدواج دادم تااینکه در پارکی یکدیگر را ملاقات کردیم. وقتی فهمیدم دختر پولداری است تصمیم به اخاذی گرفتم. به همین خاطر نقشه‌های زیادی را طرح کردم تا اینکه به بهانه خواستگاری تعدادی از عکس‌های خصوصی‌اش را به دست آوردم. پس از این برای اخاذی از او تهدید کردم که عکس‌هایش را در شبکه‌های اجتماعی منتشر می‌کنم. اما قبل از هر اقدامی دستگیر شدم. تحقیق از متهم از سوی کارآگاهان ادامه دارد.

کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه